تبليغاتX
تنهایی در زابل.مرتع وآبخیز84

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

تنهایی در زابل.مرتع وآبخیز84
جهان سوم جاییست که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند. خانه اش خراب می شود .
موج سبز میرحسین موسوی در دانشگاه زابل.( چهارشنبه )
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 (14:17)

روبروی درب اصلی دانشگاه زابل

آخر هفته احمدی رفته ............

هم شیعه هم سنی خمایت از موسوی

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
تفاوت میرحسین موسوی و احمدی نژاد
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 (14:8)

در راستای اینکه میرحسین موسوی فعلا نامزد انتخابات است و احتمال دارد رئیس جمهور بشود، به همین دلیل برخی شباهت های ناگزیر میان او و رییس جمهور فعلی را اعلام می کنیم. قبلا باید تذکر بدهیم که اعلام شباهت میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد، بخاطر اهانت به میرحسین نیست، بلکه بخاطر انتخابات است، بالاخره هر کسی یک عیبی دارد. اولی (میرحسین موسوی) با دومی (محمود احمدی نژاد) تفاوت های زیر را دارد:

- اولی چون موقعیت بحرانی بود انتخاب شد، اما دومی چون انتخاب شد موقعیت بحرانی شد.

- اولی در عرض بیست سال دو بار مصاحبه کرده است، دومی در عرض هر دو سال بیست مصاحبه.

- هر دو دانشگاهی اند، اولی دانشگاه رفت و سپس مدیر دولتی شد، دومی مدیر دولتی شد و سپس به دانشگاه رفت.

- اولی چون جنگ پیش آمد نتوانست خوب کشور را اداره کند، دومی چون نتوانست خوب کشور را اداره کند، سعی کرد جنگ راه بیندازد.

- اولی بودجه نداشت، به همین دلیل مردم گرسنه بودند، دومی بودجه داشت ولی عرضه نداشت، به همین دلیل مردم گرسنه بودند.

- اولی چون فکر می کند لخت است تا دوربین می بیند فرار می کند، دومی چون دوربین می بیند حاضر است لخت مادرزاد بشود.

- اولی تند می رفت چون همه دنبالش بودند و می خواستند او را نابود کنند، دومی تند می رود تا همه دنبالش بدوند.

- اولی دانشگاه و اداره را ول کرد و وارد بسیج شد و رفت به جنگ، دومی وارد بسیج شد و به دانشگاه رفت و کار پیدا کرد.

- اعضای دولت اولی یک تعداد آدم 25 ساله بودند که سعی می کردند جوری رفتار کنند انگار 50 ساله اند، دولت دومی یک گروه آدم 50 ساله اند که سعی دارند جوری رفتار کنند انگار 25 ساله اند.

- اولی وزرایش تازه از آمریکا برگشته آمده بودند، دومی تازه وزرایش می خواهند بروند آمریکا را ببینند.

- کابینه اولی یک مشت بچه پولدار بودند که وقتی وزیر می شدند یا فقیر می شدند یا منفجر می شدند، کابینه دومی یک مشت بچه فقیر هستند که وقتی وزیر می شوند یا میلیاردر می شوند یا منفجر می کنند.

- زمان اولی آمریکایی ها می خواستند تنگه هرمز را ببندند، ارتش ایران نمی گذاشت، حالا ایران می خواهد تنگه هرمز را ببندد، ارتش آمریکا نمی گذارد.

- در زمان اولی نخست وزیر و وزرا فکر می کردند چون حکومت اسلامی است، نباید به مردم دروغ بگویند چون مردم می فهمند، اما در زمان دومی رئیس جمهور و وزرا مطمئن شدند که مردم می فهمند، به همین دلیل هر دروغی می خواهند می گویند.

- وزرای اولی را اگر از کابینه بیرون می کردند، میلیونر می شدند، وزرای دومی را اگر بیرون کنند، از گرسنگی می میرند.

- اولی چون تجربه نداشت اشتباه کرد، دومی دارد تلاش می کنه بعد از سی سال اشتباهات اولی را به عنوان برنامه انجام بدهد.

- هر دو نفر شان یک هدف داشتند، اینکه با فقر و بی عدالتی مبارزه کنند، اولی موفق شد، دومی موفق نشد.

- اولی در " وضعیت قرمز" کشور را اداره می کرد، دومی کشور را در "وضعیت سفید" تحویل گرفت و در "وضعیت زرد" تحویل داد.

نتیجه گیری تاریخی: اگر موسوی و اعضای کابینه اش در این سی سال هیچ چیزی را نمی دیدند، هیچ تجربه ای پیدا نمی کردند و سعی نمی کردند اشتباهات شان را اصلاح کنند، می شدند همین کابینه احمدی نژاد.

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
((ايرانيان از نگاه بيگانگان ))
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 (13:27)

 

 زيزدان بر او جاوداني دروود               از او مانده اين آريايي سرود

چو ايران  نباشد تن  من مباد            بدين بوم و بر زنده يک تن مباد  

                                           

( کنت دوگوبينو)

 

«ايرانيان تازگي را دوست داشتند و دنبال آن ميرفتند.چه در افکار چه در اخلاق چه در آدات»

به عقيده يمن ايرانيان از نوعي ميهن پرستي ي جاودانه برخوردارند.يکديگر را در داخل کشور دوست دارند.کشور را در وجود خود مجسم مي بينند.اما با بي تفاوتي شاهد گذار حکومت هاي گوناگون از فراز سر خود هستند.بي انکه فريفته ي هيچ يک بشوند.از اين نظر به کلي از ميهن پرستي ي سياسي عاري اند.سلطنت ها وفتوحات و تسخير سرزمين ها به تدريج قدرت خودشان را از دست ميدهند. و از بين ميبرند بي آنکه به شخصيت ايراني لطمه زده باشد.

از روي کمال و صحت ميتوان ثابت نمود که اين ملت(ايران)داراي همان اسمي است که از قرون بيشمار قبل از آنکه دنيا شروع شود بوده.اسمي که :آيريان يا آريان است.

                                                                      (تاريخ ايران.گوبينو.ص.?)

(اومستد)

مقدونيه اسکندر از بين رفت.تقريبا بدون آنکه اثري از آن باقي باشد.قبرهاي فرمانروايان مقدوني هرگز پيدا نشد.هيچ چيز از اسکندريه اوليه بجا نمانده.اما تخت جمشيد تا به امروز بر  پاست.و کاخ هاي داريوش و خشايارشا هنوز بر بالاي جلگه باعث حيرت مسافران  است.

«آري مشرق زمين بر کسي که مغرورانه مغلوبش ساخته بود غلبه کرد»

ژ.م ويکنز))

ايران را در مفهوم حقيقي باستاني اش به خوبي ممکن است يک لوح فرهنگي بخوانيم.از قديمي ترين ايام(لااقل از زمان سومر) و از دورترين حدود (مصر و يونان و هندو...)به ندرت ممکن بود خوابي يا خيالي يا مذهب و آرزويي باشد که عاقبت در فرهنگ حل نشده يا در ان معلق نمانده باشد.

  دارمستتر))

اسکندر يونان را ايراني کرد.او ايران را يوناني نساخت.حال ديگريونان و جهان از جريان شرقي لبريز شد.

  (افلاتون)

تو اي يوناني اگر بخواهي نياکان خود را در برابر اردشير پسر خشايار نمايش دهي انديشه کن که چگونه خود را آلت استهزاي او خواهي کرد.پس بر حذر باش که از نظر اصل و نسب پست تر از آنان خواهيم بود.

  رزالي مورتن))

حتي در خرابي تخت جمشيد امروز خيره کننده ترين مناظر است ..                                         

  (هانري دومونترلان شاعر و نويسنده فرانسوي)

من نميتوانم حتي يک لحظه از زندگي شاعرانه ام رادر نظر بگيرم که تا اندازه يي به نبوغ شاعران ايراني مديون نباشد.

   افلاتون))

واقعيت اين است که در زمان  کوروش ايرانيان حد وسط را ميان آزادگي و بندگي را گرفته بودند آغاز کردند به اينکه آزاد باشند براي اينکه بتوانند بر تعدادي از خلق هاي ديگر سروري کنند.ايرانيان سروراني بودند که به ملت هايي که به اطاعت آنان در مي آمدند آزادي مي بخشيدندوآنان را به درجه يي که شايسته ي آنان بود ارتقاء ميدادند.

کتاب قوانين.به نقل از ايرانيان و بربرها.ج?ص???

   آرتور پوپ))

نه تنها تاريخ آسيا بلکه تاريخ جهان تاريک خواهد بود اگر موضوع اصل قدرت ايران روشن نشود.

 پيشين.متن فرانسه.?

    هردوت))

ايرانيان از هر حيث خود را بهتر از همه ملل مي پنداشتند

هرگز يک پارسي از خداي خود نيکي ها را براي شخص خود تقاضا نميکند.بلکه او تقاضاي سعادت براي تمام ملت پارس(ايران)و براي شاه ميکند. خود را مشمول اين دعاي عمومي ميداند.

   رنه گروسه))

در هر يک از جبهه هايي که ايرانييت با مليت ديگري مبارزه ميکرد برتري ايرانيان به ثبوت ميرسيد.

غير ممکن است که اين حقيقت را انکار کنيم که اين آئين(زرتشتي)تا چه اندازه جلوتر از معنويت يونان يا کتاب مقدس بوده است.

نژاد ايراني با خصال انياني و شم سازماندهي از برکت صلح ثمر بخش که ميان ملل متنوعه به وجود آورد نژاد نخبه و امپراتورساز آسيا به شمار ميرود. 

    پروفسور ايليف))

از خصائص آريائيان ايران:مردانگي و بي پيرايگي است.          ميراث ايران.ص??

   مونتسکيو))

اسکندر پس از ورود به ايران انديشه هاي بد خود را نسبت به ايران رها کرد و خوي و عادت ايراني ها را گرفت.

يونانيان و بربرها.ج?.ص??

    آربري))

روح ايران همانطور که از هنرهاي اين مردم مشهود است در ادبيات اين قوم نيز زنده  و پايدارمانده.

(زبان فارسي شيرين ترين و آهنگ دار ترين زبان مشرق زمين است)

(چرزيگوفسکي)

تمام اختصاصات اساسي ساختمان هاي گنبدي شکل و سقفهاي ضربي و حتي صليب شکل که عصاره ي واقعي معماري بيزانس به شمار ميرود از ايران سرچشمه گرفته و نخست در ايران توسعه يافته.

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
یکی از فضلای مونث حوزه علمیه قم نظریه جدیدی را ارائه نمود
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 (17:51)

درختان غیر مثمر سمی و خطرناک هستند

اين ديگر باوركردني نيست ... مگر مي‌شود بتوان انساني را بر روي كره زمين يافت كه خواهان پايان حيات درختان غير مثمر باشد؟ مگر مي‌شود در عصري كه از آن با عنوان عصر تحولات زيست‌محيطي ياد مي‌شود؛ هنوز بتوان انديشمنداني مذهبي را يافت كه اينگونه حيرت‌انگيز بر ضد درختان غير مثمر قلم‌فرسايي كرده و حتا چنين درختاني را – بدون استثناء – سمي و خطرناك و به صورتي ضمني عامل استكبار جهاني معرفي كنند؟!

ادامشو اینجا بخونین

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
آزمون دالایی لاما
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 (16:18)

 

اعتقادات تبتی ها به شناخت درون بسیار جالبه تا جایی که اگر کسی زمان تولد خود را به دقت و ساعت و دقیقه و ثانیه بدونه، تسلسل روح وی را در کالبدهای گذشته و آینده تشخیص خواهند داد.
 

این آزمون، یکی از آزمونهای دالایی لاما، از کاهنان برجسته اونهاست. برای این آزمون زمان بذارید و مطمئنا ازش لذت خواهید برد. دالایی لاما توصیه می کنه که اونو  بخونید چرا که براتون مفیده.

فقط ۴ سوال در پیش رو دارید

پاسخها روشنگر خواهند بود. صادق باشید و پاسخها را قبل از جواب دادن نبینید. ذهن همانند چتر می ماند یعنی زمانی خوب کار می کند که کاملا باز شود. تقلب نکنید.

حتما دقت کنید

  • قبل از آغاز آزمون یک آرزو کنید.

  • به ترتیب به سوالها پاسخ دهید.

  • فقط جهار سوال پرسیده می شود و اگر قبل از پاسخ، جوابها را ببینید، آزمون شما را بخوبی هدایت نخواهد کرد.

  • به آرامی پیش بروید و حوصله به خرج دهید.

پس یک قلم و کاغد آماده کنید. در انتها به پاسخهای داده شده نیاز دارید. این یه پرسشنامه صادقانه است که به شما درباره واقعیت درونتان چیزهایی خواهد گفت.

به هر سوال فقط یک پاسخ بدید. اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند معمولا بهترین است.به یاد داشته باشید که هیچ کس غیر از خودتان نباید پاسخهایتان و نتایج را ببینید.

خب، پرحرفی بسه دیگه. بریم سراغ آزمون ۴ سوالی:

سوال اول : حیوانات زیر را بترتیب دلخواه مرتب کنید :

گاو، پلنگ، گوسفند، اسب، خوک

سوال دوم : در مورد هر کدام از این کلمات، کلمه ای بنویسید که اونها رو توصیف کنه :

سگ، گربه، موش، قهوه، دریا

سوال سوم : درباره کسی فکر کنید که اونو می شناسید و براتون مهمه و می تونید اونو به رنگی اختصاص بدید. پاسخ خودتونو دوبار تکرار نکنید:

زرد، نارنجی، قرمز، سفید، سبز/

سوال چهارم : یک عدد بنویسید. روز هفته مورد علاقه خودتونو بنویسید.

مطمئن هستید که جوابها رو درست دادین؟ یه بار دیگه سوال و جوابهاتون رو مرور کنید. و قبل از خوندن جوابها، آرزوی خودتونو تکرار کنید.

————————————————————-

و اما پاسخها

  • سوال اول :

1.       گاو، پیشرو است

2.       پلنگ، غرور و افتخار است.

3.       گوسفند عشق است.

4.       اسب، خانواده است.

5.       خوک، پول است.

  • سوال دوم :

1.       توصیف شما از سگ، شخصیت شماست.

2.       توصیف شما از گربه، توصیف شریک شماست.

3.       موش توصیف دشمن شماست.

4.       قهوه نگاه شما به میل جنسی است.

5.       دریا، زندگی شخصی شما رو توصیف می کنه.

  • سوال سوم :

1.       زرد: کسی که هرگز فراموشش نمی کنید.

2.       نارنجی، کسی که شما او را دوست واقعی می دونید.

3.       قرمز: کسی که شما اونو واقعا دوست دارید.

4.       سفید: روح دوم شما.

5.       سبز: کسی که در لحظات حساس زندگی اونو به خاطر خواهید داشت.

  • سوال چهارم:

۰ تا ۴ : زندگی شما بتدریج و آرامی رشد خواهد کرد.

۵ تا ۹ : زندگی شما برابر علاقه شما رشد خواهد کرد.

۱۰ تا ۱۴ : شما تا ۳ هفته دیگه، ۵ واقعه غیر منتظره خواهید داشت.

۱۵ به بالا : زندگی شما با سرعت بسیاری رشد خواهد کرد و آرزوی شما محقق خواهد شد.

باید به تعداد عددی که آرزو کردید، این پیام رو برای افراد دیگه برسونید. آرزوی شما در پایان روزی که دوست داشتید برآورده خواهد شد.

این، اون چیزیه که دالایی لاما می گفت «هزاران سال در لحظه ای». برای رسیدن به مفهوم این جمله، بخوان و بیندیش.

تبتی ها عقیده دارند که این پیام را نباید به دور انداخت. اونها عقیده دارن فرشته عجایب به نام مانترا از دارنده این پیام پس از ۹۶ ساعت بیرون خواهد آمد و یک موقعیت شگفت انگیز خواهید داشت. اونها به راستگویی دالایی لاما اعتقاد دارند و اگر کسی به این موضوع اعتقاد نداره، کافیه این پیام رو به ۵ نفر بده تا درستی اپنو درک کنن. چرا که براش یه اتفاق جالب و شگفت انگیز رخ خواهد داد

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
سر مربی جدید تیم ملی
شنبه بیست و دوم فروردین 1388 (16:42)

پس از انتصاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی، از سوی وی برنامه های این تیم برای صعود به جام جهانی به شرح زیر اعلام شد::7:

1) قبل از هر مسابقه مراسم پر فیض زیارت عاشورا در رختکن برگزار خواهد شد.praying

2) استعمال سربند مزین به نام ائمه اطهار در تمرینات و مسابقات اجباری ست.peace sign

3)تمامی نماز های یومیه به همراه نماز غفیله،وحشت، میت و� به صورت جماعت برگزار خواهد شد تا روح کار تیمی در همه بازیکنان تقویت شود.:13:

4) بازیکنان قبل از ورود به زمین میبایست مسلمان بودن خود را به هر روش ممکن اثبات کنند و بازیکنان منتخب حق بازی در زمین را دارند.shame on you

5) بازیکنی که در طول اردوها نماز شب بیشتری خوانده باشد به طور حتم کاپیتان تیم خواهد بود.:117:

6) هر روز از بازیکنان از لحظا آشنایی با احکام اسلامی آزمون تشریحی و عملی گرفته میشود.:interview:

7) بازیکنانی که تقاضای حضور در تیم ملی را دارند اما هنوز به عمل اسلامی ختنه دست نزده اند میتوانند تا قبل از شروع اردو این کار را انجام دهند:5:

:30::30::30:

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
بدون شرح!!
پنجشنبه بیستم فروردین 1388 (10:58)
http://uploader.ir/persianfun/img/4809120.jpg

 

http://uploader.ir/persianfun/img/5860213.jpg

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
24 ساعت از زندگی دخترا و پسرا
پنجشنبه بیستم فروردین 1388 (10:47)

اول دخترا

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..:girl_sigh:

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .:27:

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!batting eyelashes

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…:pinkglassesf:

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش):1:

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .time out

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .thumbs up

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ):5:

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .hee hee

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!:32:

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!:flowerysmile:

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.sigh

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.:*:84:*:

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.:6qwup3:

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. :winksmiley02:

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.:consoling1:

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی):smil4337dd8b9eb25:

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!:girl_sigh:

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.dancing

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!:32:

و پسرا

8 صبح: تو رخت خواب…..yawn

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….:6qwup3:

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)praying

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)not worthy

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال  199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!:261:

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه پرتش میکنه:32:

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار:*:84:*:

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟oh go on

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟hee hee

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن):2:

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…):31:

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
:pinkglassesf:

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!:44:

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..:41:

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…hee hee

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)drooling

:smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke:


| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 (16:27)
۱-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرايط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازي

*داشتن حداقل يك مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران

*داشتن عكس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي

*بازگرداندن كمك هاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!

*نكته:در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5 امتياز)

 


 

2-شهر تبريز از استان آذربايجان غربي.شرايط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*اداي كلمات قلقلك و قوز بالاي قوز بدون كوچكترين اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك هاي متعدد درباره بچه هاي تهران

*داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كاميون حامل جك هاي صادراتي تبريز به استان هاي همجوار.

 


3-شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان.شرايط عبارتند از:

*توانايي قورت دادن سه كيلو ترياك

*توانايي عبور 20 كيلو محموله مواد مخدر از جلوي مأموران مرزباني

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاكستاني

*داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!

 


4-شهر رشت از استان گيلان.شرايط عبارتند از:

*داشتن رو حيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!

*.......

 


5-شهر قزوين از استان قزوين.شرايط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانايي خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوين!

*[...] و [...]

 


6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرايط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يكبار برگزاري مهماني فاميلي

*ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!

*راستگويي و صداقت!!!

 


7-شهر هاي سنندج و كرمانشاه از استان هاي كردستان و كرمانشاه.شرايط عبارتند از:

*توانايي پوشيدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سيبيل

*تعهد به خاك ايران و نداشتن ادعاي استقلال طلبي!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدري

*نبريدن سر نويسنده اين مطلب!!!

 


8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرايط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عينك آفتابي فقط در صورت لزوم و زير آفتاب!

*پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد

*نداشتن هيچ گونه ادعا نسبت به همنشيني با راكي-رامبو-جكي چان-بروسلي و بيل كلينتون

*نداشتن هيچ گونه ادعاي مالكيت نسبت به برج ايفل â €"برج پيزا-مجسمه آزادي و برج ميلاد!

*داشتن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي(يعني زياد لاف نياد)

 


9-شهر يزد از استان يزد.شرايط عبارتند از:

*توانايي زيستن در آب و هواي خوش.

*آشنايي با اشيائي چون چمن-سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحيه آب زير كاه و رندي

*اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد

 


10-شهر تهران از استان تهران.شرايط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معني و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تيغيدن و ....

*داشتن روحيه جوانمردي

*مرد بودن!

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
محمود پیامبر به روایت تصویر!!
شنبه پانزدهم فروردین 1388 (18:48)

 

این تصاویر توسط یکی‌ از دوستان گرد آوری و آماده سازی شده و به درخواست وی منتشر میشود، همچنین کلیه حقوق معنوی و غیر معنوی، مادی، ناموسی و بیناموسی این پست متعلق به نام نبرده می‌باشد. (روابط عمومی‌ سازمان معاشقه با مواد منفجره و بانو)

 

 

 

50 سال بعد ، خبر ساعت 20:30 ......
دوشنبه دهم فروردین 1388 (18:11)

 

* قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.

* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید.

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی......

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 62.5% برساند.

* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.

* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.

* به علت برخی مشکلات و نواقیص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.

* 70 درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالیست که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند.


 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
یك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد
یکشنبه چهارم اسفند 1387 (16:27)

اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد.  مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده.. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »

رئيس صومعه بلافاصله او را  به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»   

مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و  آنجا را ترك كرد.

چند سال بعد  ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.

صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»   

 اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم  اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»

مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

 مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم  و عمر خودم  را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232    عدد است. و 231,281,219, 999,129,382   سنگ روي زمين وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم  . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»

رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»

 راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.

پشت در چوبي يك در  سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.

راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .

پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.

و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و  لعل بنفش قرار داشت.

  در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه  از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

.

.

.

.

.

.

.

.

 .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
ماهواره امید
شنبه سوم اسفند 1387 (15:43)

اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زهمین گرد است.batting eyelashes

دومین
پیام از ماهواره اميد: خورشید بدور زمین میچرخد

سومین پیام گزارش شده از امید: ..... در ماه نیست

چهارمين خبر از ماهواره اميد من خسته شدم دارم بر ميگردم
whew!

پنجمين پيام از ماهواره اميد دريافت شد: من بايد اينجا چيکار کنم؟

ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!
on the phone

هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است

هشتمین پيام ماهواره اميد به زمين: بنزينم تموم شده کارت سوخت بفرستيد
not worthy

نهمین پيام ماهواره اميد: جون مادرتون اينقدر مسخرم نكنيد
no talking

دهمين پيام ماهواره اميد : دارم سقوط ميکنم، زير پامو خالي کنين

یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!
rolling on the floor

دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.

سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد... می آید کور شدیم
.
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم
nail biting

به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
oh go on

ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.
hee hee

در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
dancing

پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
I don't want to see

لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد
drooling

ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد
bring it on

ماهواره اميد از مدارخارج شده است وفقط به دور سياره زهره مي چرخد واين پيام هارا ارسال ميكند؛الهي دورت بگردم،جيگر چند سالته؟
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor rose

عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــری

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
آخرین سخنان داریوش بزرگ (وصیت نامه)
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 (13:3)

تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و.....بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما می‌خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.

در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی‌در تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم

اینک که من از دنیا می‌روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم  کشورها نیز در ایران دارای احترام می‌باشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می‌باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن بوجود نمی‌آید و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد  به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی ....

کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده
چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن .
اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می‌توانی سلطنت نمایی . همواره حامی‌کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی‌را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می‌توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی‌من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می‌کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد
زیرا سرنوشت آدمی‌این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن . هیچ کس در این جهان باقی نمی‌ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می‌آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد  و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی‌شود بطرف ویرانی می‌رود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن  و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی‌گویم واین اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است .

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
ایران به روایت تصویر
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 (13:10)

 

سال 1979 - بیرون سفارت امریكا در ایران در زمان گروگانگیری

 

ایران - تهران - 11 فوریه 1980 - اولین سالگرد پیروزی انقلاب و مردی كه در اثر ازدحام جمعیت بی حال شده است

 

ایران - شیراز - سال 1971 - زنان چادری در مقبره حافظ

 

ایران - تهران - سال 1977 - رقص شكم در یكی ازكاباره های معروف تهران

ايرانيان باستان، سرآمد پوشاك و پارچه در جهان
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 (13:2)
ايرانيان از بيش از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. از اين رو، ريشه‌ي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن مي‌توان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد. در اين جا به برخي از نوآوري‌هاي ايرانيان در زمينه‌ي پوشاك و پارچه اشاره مي‌شود.

كت و شلوار
ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند و حتي يوناني‌ها ايرانيان را به خاطر شلوارهاي رنگي‌شان مسخره مي‌كردند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه‌ي سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.

شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي شود. مجارهاي آن را شلواري (Schalwary) مي‌گويند. به زبان لاتين، سارابارا (Sarabara) گفته مي‌شد. واژه‌ي انگليسي Pajama (پاجاما) از واژه‌ي پاي جامه ساخته شده است كه از واژه‌هاي فارسي كهن است.

پوشش زنان
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه بخش‌هايي از موها را مي‌پوشاند و تنه را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره‌ي هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه‌ي لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده‌ي ايراني و نديمه‌هايش ديده مي شود كه شاهزاده چادر و نديمه‌ها سرپوش دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره‌ي هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه‌ي پازريك روسيه پيدا شده است. (يادآوري مي‌شود، سرزمين‌هايي كه نام برديم، بخشي از امپراطوري پهناور پارس‌ها بودند.)

اثر يك مهر هخامنشي كه در موزه‌ي لوور فرانسه نگهداري مي‌شود.

تصوير بازسازي شده با رايانه

گلدوزي
نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه‌ي استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره‌ي صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه‌ي عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

خشايارشاه و همراهانش

ابريشم ايراني
بافتن پارچه از ايران آغاز شده و تا دروه‌ي صفوي از مهم‌ترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، ابريشم ايراني در دوره‌ي ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه‌ي ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه‌ي اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.

ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.
در زبان عربي: ديباج (از واژه‌ي ديباگ به مفهوم زري ابريشمي) و استبرق (از واژه‌ي ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه‌ي ابريشمي)
در زبان انگليسي: Tafta (از واژه‌ي تافته به مفهوم نوعي پارچه‌ي ابريشمي) Chintz (از واژه‌ي چيت به مفهوم نوعي پارچه)
در زبان روسي: Izarbaf (از واژه‌ي هزارباف به مفهوم پارچه‌ي زري گلابتون) و Partcha (از واژه‌ي پارچه)

لباس ورزش
ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان ورزش باستاني و مورد علاقه‌ي ايرانيان بود. چوگان بازان نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگي مي‌پوشيدند تا هنگاه بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.

لباس شوايه‌ها
در دوره‌ي اشكانيان و ساسانيان مردان جنگي خود و اسبانشان را زره پوش مي‌كردند. در تاق بستان، در كرمانشاه، سربازي زره‌پوش سوار بر اسب زره‌پوش بر پهنه‌ي سنگ كنده‌كاري شده است كه با ديدن آن به ياد شواليه‌هاي اروپايي مي‌افتيم. در واقع، شواليه‌هاي اشكاني سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفتند.

شواليه ساساني

نوآوري‌هاي ديگر
دستكش: گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه‌ي ايران باستان نگهداري مي‌شود.
انوع كلاه: ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده‌ي موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
چكمه : پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
شال: هنوز هم در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (shawl) و نوع مردانه و زنانه‌ي آن هر دو نوآوري ايراني هستند.

آن سه خرمند: طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده يودند. اين تصوير موراييك، بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا نقش بسته است.

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
بر می گردم اما نمی دانم کی ....
شنبه پنجم بهمن 1387 (10:49)

 

 

چند صباحی است اضطرایها و بی قراری ها راه

 

بر عاشقانه هایم بسته اند عجیب است غم غربت زمانی

 

گریبانگیرم شده که دارم بر میگردم به جایی که در آن

 

متولد شدم رشد کردم...دلم بیقرار مردمی است که ۴

 

سال بیشتر همراهشان نبودم ولی جز صداقت پاکی راستی و

 

درستی در آنها ندیدم ... طعم واقعی محبت را بارها با تمام

 

وجودم از این مردم چشیدم .دلم تنگ خواهد شد برای

 

دستان مهر بان پرستاری که در لحظات بسیار سخت با

 

نوازشش تسکینم داد فراموش نمیکنم گرمای دستان

 

پیر مردی را که دستانم را با صمیمت فشرد و 

 

 بوسه های گرمش از سر قدر دانی مرا در خود پیچید ...فراموش

 

نمی کنم  سه شاخه گل آفتابگردانی را که در مترو آن انسان

 

 شریف برای ابراز احساساتش به من هدیه کرد ...  

 

 

گاهي چو آب هستم و گاهي چو آتشم

 از اين دوگانگي ست كه بسی درد مي كشم

سويم ميا و روح پريشان من مخوان

 اوراق كهنه اي ز كتابي مشوشم

پرهيز اين زمان ز من اي نازينن كه من

سر تا به پاي شعله و پا تا سر آتشم...

 

 تاترم بعد ... بدرود !

عمـــــــــــــــــــــــــو فــــــــــــــری

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
همه چیز در مورد نشان فروهر
چهارشنبه دوم بهمن 1387 (12:12)

 

 

 

از آنجايي که هر کشور و ملتي نشانه و سمبولي ويژه از خود دارند

- ايرانيان يکي از کهن ترين مردماني هستند که سمبولي بسيارشگفت انگيز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جاي گذاشته اند که با اندوه فراوان بسياري از ما ايرانيان از آن نا آگاه هستيم . اين نشان " فره وشي" يا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بيش از 4000 سال تخمين زده شده است . تاريخچه فره وشي ي افروهر به پيش از زايش زرتشت بزرگوار اين پير و فيلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز ميگردد . سنگ نگاره هايشاهنشاهان هخامنشي در کاخهاي پرسپوليس و سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني همه حکايت از آن دارد . نکته بسيار شگفت انگيز اين نشان ملي ما ايرانيان آن است که تک تک اين نشان داراي مفهوم دانشي نهفته است . اينک به تشريح اين نشان ملي مي پردازيم :

1 -

قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکاري و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند .

 



 

2 -

دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اين اشاره به ستايش "دادار هستي اورمزد" خداي واحد ايرانيان دارد که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه نمود .

 

 



 

3 -

چنبره اي ( حلقه اي ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره ( حلقه ) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند .

 

 



 

4 -

بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است .

 

 



 

5 -

سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بي شک ميتوان گفت تا ميليون سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک ايرانيان است .

 

 



 

6 -

در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دايره روزگار" و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد .

 

 



 

7 -

دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست " سپنته مينو" که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري "انگره مينو" که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود .

 

 



 

8 -

انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران که قدمتي بيش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک دارد . پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد اشو زرتشت همين سه فرمان است . که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است .

اين تنها گوشه اي از آثار نياکان گرامي ماست که امروز وظيفه ماست از آن پاسداري کنيم

. به اميد روزي که ايراني به هويت ملي خويش بازگردد . اينجا تنها اين آرزوي داريوش بزرگ که در سنگ نبشته هاي خود به جاي گذاشته است به حقيقت مي پيوندد :

 

 

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
تاریخچه پرچم ایران
پنجشنبه نوزدهم دی 1387 (12:35)

 
 

بهتر است بدانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!




بر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگر یک هو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند .. از این به بعد شد درفش کاویانی!. کثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است. حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!

 

تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!
سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!


در زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!



آقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.
امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

 





این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.






رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی
     
  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
     
  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)
     

 



این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
احمدی نژاد به روایت تصویر
یکشنبه پانزدهم دی 1387 (14:32)
 
 
 
از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانواده­ای فقیر، زاده شده بود.
 
 
 
 
 
می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
 
 
 
 
مردی ناشناس که مشخصن به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی می­گذاشت.
 
 
 
 
 
جنگ شد با دوستانش به جنگ رفت. دوستانی که بعدها هر کدامشان زنده ماند، به قدرت رسید.
 
 
 
 
 
یک روز ساده که مثل همیشه خواب بود،
 
 
 
 
 
کسی صدای­اش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.
 
 
 
 
صبحانه­اش را خورد،
 
 
 
 
ورزش روزانه اش را کرد
 
 
 
 
 
و کفش های­اش را پوشید که به مسجد محل برود.
 
 
 
 
سر نماز بود که کسی او را صدا زد.
 
 
 
 
گفت : الان می­آیم و سریعن از مسجد بیرون آمد و کفش­هایش را پوشید.
 
 
 
 
با لبخند همیشه­گی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟
 
 
 
گفتند: مهم شده­ای و باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.
 
 
 
گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت هشت صبح هم نیست!
 
 
 
 

چون کسی او را نمی­شناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای بلند معرفی کند .

 

وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.

 

و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را سر ذوق بیاورد.

 

 

قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوه­گویان شرق و غرب و مخصوصن اصلاح طلبان بزند.

 

 

او در دو مرحله مشت­هایش را گره کرد.

 

 

برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی گیج شده بود.

 

 

و حرکات ضد فرهنگی می­کرد و علامت گروه متال را به مردم نشان می­داد!

 

 

مردم از این ساده گی او لذت می­بردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می کردند.

 

 

که گاهی ابراز احساسات شدیدی میکند.

 

 

و گاهی در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک می­کشد!

 

 

از خدا کمک خواست و

 

 

شناسنامه­اش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.

 

 

مسیر از اول مشخص بود

 

 

فقط کافی بود او دوباره کفش­های­اش را به پا کند

 

 

و لباس رزم بپوشد

 

 

و از قوی­ترین مردان جهان کمک بگیرد

 

 

تا به حلقه­ی قدرت، وارد شود.

 

 

تا بتواند به پشتوانه­ی قدرت نظامی،

 

 

و محبوبیتی که در بین نیروی مسلح داشت،

 

 

و کمک «هوگو»ی خوبش،

 

 

راه امامش را ادامه دهد.

 

 

البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.

 

توانایی­های خودش نیز به کمکش آمدند

 

 

تا با نیرویی الهی و غیبی، در هاله ای از نور فرو برود.

 

 

و در هنگام عبادت، کفش های­ کذایی را به پا کرد .

 

 

تا به سمت قدرت، حرکت کند

 

 

و شیوخ کوچک منطقه را در تسلط قدرت بگیرد .

 

 

او چهره­های دوست داشتنی فراوانی دارد.

 

 

گاهی رفتگر شهرداری ست،

 

گاهی یک بلوچ

 

 

گاهی یک لرستانی غیور

 

 

گاهی یک تاجیک شش آتشه

 

 

گاهی یک روستایی شاد

 

 

گاهی یک عرب تمام عیار

 

 

و گاهی نمی داند که دیگر کیست؟

 

 

اما همیشه کفش های آهنینش را به پا دارد

 

 

و با اتکا به خدا در هرجایی

 

 

ولو در خانه­ی خدا

 

 

برای رسیدن به حق مسلم مردمش، دل­سوزی می کند.

 

 

او از خودش چنین سیاست­مداری را به تصویر کشیده است:

 
| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
!!
یکشنبه پانزدهم دی 1387 (14:23)
| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
استمداد دولت ژاپن
پنجشنبه دوازدهم دی 1387 (16:45)
جناب آقاي احمدي نژاد، رييس جمهور محبوب
مايلم تبريکات صميمانه دولت و ملت ژاپن را بخاطر موفقيت جديد جنابعالي در زمينه فن آوري مقابله با زلزله٬ ابراز نمايم.
بر اساس گزارش سفارتخانه ما در تهران ٬ جنابعالي اخيرا پرده از راز اين مشکل چندين هزار ساله بشريت برداشته‌ايد و فرموده‌ايد زمين زير پاي مومن نمي‌لرزد.
استدعا دارم نظر به سابقه دوستي ملتهاي ايران و ژاپن و باتوجه به اينکه ما از دست لرزشهاي مداوم و بي‌امان زمين در کشور ژاپن کلافه شده‌ايم و سالانه ملياردها دلار صرف محکم سازي ساختمانها و کاهش صدمات زلزله ميکنيم٬ بزرگواري کنيد و چند تا از آن مومن‌هاي درشت را براي ما سوا کنيد و کنار بگذاريد تا بياييم آنها را به اينجا منتقل نماييم.
در نظر داريم به محض دريافت اين محموله با ارزش آنها را در نقاط مختلف نصب نماييم تا ديگر زمين تکان نخورد و قرص و محکم سرجايش بايستد.
لطفا دستور فرماييد در موقع ارسال محموله٬ بروشور و کاتالوگ نصب و استفاده از آنها را فراموش نفرمايند.
از بذل عنايت و توجه شما کمال تشکر را دارم

کيوزومي - نخست وزير

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
پیشینه خالی بندی!!!
چهارشنبه یازدهم دی 1387 (17:53)
نمي دونم شما تا حالا در مورد واژه خالی بندی فكر كردين كه ممكنه سابقة ديرينه اي هم واسه خودش داشته باشه؟

اين روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گرفتن و لاف زدن رايج شده است اما پيشينه اين واژه به دهها سال پيش يعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدليل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهايی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه يعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گيرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود.

دزدها و شبگردها وقتی متوجه اين قضيه شدند براي اينكه همديگر را مطلع كنند به هم می گفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون اين بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به اين معني كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همين اصل بود که واژه خالی بندی رواج پيدا کرد. ولي اين واژه هيچ ارتباطي به دروغگويي و لاف زدن به صراحت زمان حاضر نداشت.

حالا چرا در اين چند دهة اخير اين واژه متداول شده و همچنان هم رو به تزايد است مشخص نيست ولي شايد بايد آن را به حساب شيوايي بيش از حد زبان فارسي و غير منتظره بودن اعمال ما ايرانی ها گذاشت که خيلی از کارهامون از روي يك روش منطقی و نشات گرفته از يك اعتقاد راسخ نيست بلكه احساسی، الگويي و متاسفانه قابليت جوگير! شدن هم هست. البته شايد هم در دوران گذشته نيازی به کاربرد اين کلمه به تعبير فعلي نبوده چون هيچوقت جامعه ما اين همه خالی بند نداشته است




| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
چگونه جوان امروزی باشیم
چهارشنبه یازدهم دی 1387 (17:50)
| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
زندگی در یک صفحه!!
چهارشنبه چهارم دی 1387 (11:7)

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند، و گاهي اوقات پدران هم.

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد، حتي اگر با مهارت انجام شود..

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته محروم مي كند.

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد.

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم.

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان، و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است.

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد، اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد.

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد.

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است.

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است، دچار آفت مي شود..

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است.

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست!

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
اگر تا بحال در باره گوز و چس مطلب علمی نخوانده ايد, اين مقاله را حتما بخونيد
جمعه بیست و نهم آذر 1387 (23:49)
منبع گوز
- هواي بلعيده شده هنگام خوردن و نوشيدن
- گاز جذب شده از خون توسط ديواره روده
- گاز حاصل ازواکنشهاي شيميايي روده و
- گاز توليدي در اثر فعاليتهاي باکتريهاي روده

ساختار گوز
ساختار دقيق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبناي غذاي فرد متفاوت است. قسمت اعظم هواي بلعيده شده اکسيژن است که قبل از رسيدن به روده جذب بدن مي شود و فقط نيتروژن باقي مي ماند. بقيه هم شامل دي اکسيد کربن، هيدروژن و متان است. هر چه باد بيشتر در روده نگه داشته شود، ميزان نيتروژن آن بيشتر مي شود چون بقيه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبي و عجول اکسيژن بيشتري در روده دارند و گوزوتر هستن

بوي گوز
بوي حاصل از گوز بيشتر به خاطر ترکيبات گوگردي مثل سولفيد هيدروژن است. غذاهايي چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبيا بطور اخص بوي شديد ندارد ولي حجم گاز را خيلي زياد مي کند.

صداي گوز
صداي گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگي به شتاب گاز و تنگي ماهيچه اسفنکتر مقعد دارد.

چرا چُس گرم و کم صدا است در حاليکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بيشتر حاصل بلعيدن هواست و حجيم است. براي همين هم صداي بيشتري دارد در حاليکه چس حاصل فعاليتهاي باکتريهاي روده است که گازهاي گوگردي توليد مي کنند و در اثر اين واکنشها حرارت هم ايجاد مي شود ولي اين گازها کم حجم ترهستند و به همين دليل کم صداترند.

يک فرد عادي در روز چقدر مي گوزد؟
به طور متوسط، هر فرد روزانه نيم ليتر گوز توليد مي کند و 14 مرتبه در روز مي گوزد.

آيا ممکن است کسي اصلا نگوزد؟
خير! همه مي گوزند. حتي مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهاي جمع شده در روده قبل از مرگ).

آيا مردها بيشتر از زنها مي گوزند؟
خير! تفاوت در ميزان گوز بستگي به جنسيت ندارد و بيشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعيدن هوا و ژنتيک است. اما مردها آزادانه تر از زنها مي گوزند و زنها در اين مورد بخاطر قواعد اجتماعي بيشتر خودداري و مخفي کاري مي کنند.

احتمال گوزيدن در چه وقت از روز بيشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بيداري.


چرا حبوبات گاز توليد مي کنند؟
حبوبات حاوي چند نوع قند هستند که براي انسان قابل هضم نيست و وقتي اين قندها به روده مي رسد، باکتريهاي روده جشن مي گيرند و حسابي گاز توليد مي کنند. بقيه غذاهاي گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه اي، کلم سنگ، کلم پيچ، شير، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.

چه کارهاي ديگري باعث توليد گاز مي شود؟
بلعيدن تند غذا و آب (درمان: جويدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جويدن، سيگار، ليسک و آب نبات، نوشابه هاي گازدار، صعود در هواپيما (بخاطر افت فشار) و عصبي بودن.

آيا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در اين مورد نظرات متفاوت است. قديمي ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلاديوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومي، گوزيدن در جشنهاي دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهاي امروزي مي گويند که خودداري ضرري ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضي دکترها هم اعتقاد دارند که خودداري مداوم در دراز مدت باعث گشادي و ورم مزمن ديواره روده مي شود.

تا چه مدت مي شود گوز نداد؟
گوز به محض اينکه فرصت پيدا کند و ماهيچه تان را شل کنيد فرار مي کند. حتي اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنيد، بعد از خواب رها مي شود. باور نداريد يک شب در پروازهاي بين قاره اي در هواپيما نخوابيد و به دقت گوش کنيد ببينيد چه مي شنويد.

آيا همه در خواب مي گوزند؟
خير! اکثر مردم از کودکي ياد مي گيرند که در خواب دريچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همين خاطر هم صبحها بعد از بيداري مي گوزند ولي اکثر کساني که در طول روز خودداري مي کنند، در خواب ناخودآگاه مي گوزند. حتما متوجه شده ايد که گاهي اوقات اگر خودتان را کنترل کنيد گوز برطرف مي شود. اين موقتي است چون باد به قسمتهاي داخلي روده مهاجرت مي کند و جذب نمي شود بلکه بعدا با قدرت بيشتري هجوم مي آورد.

بهترين راه براي رد گم کردن گوز چيست؟
يک شرکت آمريکايي به نام fartypants هست که گوزقنداق مي فروشد: چيزي شبيه به نوار بهداشتي که در داخل شلوار قرار مي گيرد و بوي چس و کمي از صداي آن را به خود جذب مي کند. ولي اگر از اين چيزها نداريد، از روشهاي سنتي استفاده کنيد. مثلا اگر در جمع هستيد خيلي طبيعي رفتار کنيد، انگار نه انگار چيزي شده و اگر صدايش بلند بود با سرعت برگرديد و با تعجب به نفر بغل دستي يا پشت سري خودتان نگاه کنيد.

آيا واقعا گوز با کبريت شعله ور مي شود؟
بله! باور نداريد امتحان کنيد. فقط مواظب باشيد که کار خطرناکي است. بنا به آمار، يک چهارم کساني که اين کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس مي زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چيزهاي ديگر دور و بر هم هست.

ااگر خوشتون اومد برای بقیه دوستان هم بفرستین حداقل علت علمی شم بدونن

آرزومند آرزوهاتون  جکی جان

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
اعتراضات نی نی ۱۴ ماهه !
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 (15:35)

هفت بند انتقادی بر عملکردهای روزمره یک جفت پدر و مادر!

پدر گرامی!

مباحثات به اصطلاح سیاسی شما با عباس آقا میوه فروش، ممکن بود به قیمت جاگذاشتن اینجانب

بر روی یک گونی خیار گندیده تمام شود!

به نظر بنده؛ شما به عنوان یک طرفدار دوآتشه برنامه های مبتذلی چون «باغ خاله شادونه» و

«اخبار بیست و سی»، اصولا نباید ادعای شعور سیاسی داشته باشید!

بعد از این حادثه به این نتیجه رسیدم که سیب زمینی بودن مامان گلم در زمینه سیاست، بزرگترین

شانس زندگی غیر سیاسی من بوده است!

مادر عزیز!

سپردن شخص شخیص اینجانب، به دختر همسایه طبقه پایین، نقض آشکار کنوانسیون منع آزار

کودکان بوده و قابل پیگیری در مجامع ذی صلاح می باشد!

نظر به اینکه؛ این وحشی بیابانی در غیاب شما و در اوج غلیان علاقه و محبت، اقدام به امر

شنیع گاز گرفتن لپهای بی پناه بنده می نماید! تصور اینکه این لپهای صاحب مرده، مثل لپهای

سگ نفهم کارتون تام و جری آویزان شود، اصلا جالب نیست! اصلا!

پدر گرامی!

این حجم از زی زی بودن شما لکه ننگی بر ۲۰ هزار سال تاریخ پر افتخار زندگی ذکور است!

مقایسه ابهت و جنم پدر بزرگ با زن ذلیلی شما، گاهی این توهم را در ذهن آدم ایجاد می کند که؛

لابد نسل ما باید کهنه بچه هم بشوید!

مادر عزیز!

بنابر اصل پایستگی شصت پا، هیچ انگشت شصت پایی با خورده شدن تمام نمی شود!

پس لطفا کاسه داغتر از آش نشوید و اینقدر با جیغ و داد و اخ و تخ، اذهان عمومی و خصوصی

را مشوش نکنید! خوردن انگشت پا یک مساله داخلی بوده ولزومی به رسانه ای شدنش نیست!

پدر گرامی!

کله صبح زمان مناسبی برای طرح بهانه «از صبح تا شب به خاطر یک لقمه نون سگدو زدم!»

نیست! بپر از سر کوچه یک قوطی شیر خشک بگیر! شیر خانومتان علیرغم عدم اعمال سهمیه

بندی روی شیر، کفاف امورات ما را نمی کند!

مادر عزیز!

هنگامی که فوران آلام و مصائب عمیق فلسفی و غیر فلسفی روح لطیف بنده، در قالب گریه

بروز می کند، لفظ «وق نزن بچه!» تعبیر زیبایی برای این دست احساست اهورایی نیست البته!

لااقل از گریه های شما در هنگام مشاهده فیلمهای بی مزه هندی معقولتر به نظر می رسد!

پدر گرامی!

در تمام مدتی که شما در کمال محبت، بنده را «سرپایی» می گیرید، من شدیدا به این نکته فکر

می کنم که : باید شاشید وسط این زندگی که آدم توی توالت هم نمی تونه تنها باشه !!!

 

                                                    **  شیطونک**

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 (13:23)

 

داستان طناب درباره کوهنوردی است که می خواست از بلندترین کوهها بالا برود..
او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد.. ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود ...
او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی می رفت.. ولی قهرمان ما به جای-آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند به صعودش ادامه داد تا اینکه هوا کاملا تاریک-شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی شد...
سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره ها-پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند..
کوهنورد همان طور که داشت بالا می رفت در حالیکه چیزی به فتح قله نمانده بود ناگهان -پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام تر سقوط کرد...
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس تمامی خاطرات خوب و بدزندگی اش را به یاد می آورد.. داشت فکر می کرد چقدر به مرگ نزدیک شده..که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده ...
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود ..
در ان لحظات سنگین سکوت چاره ای نداشت جز اینکه فریاد بزند : "خدایا کمکم کن."
ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد:"از من چه می خواهی؟"
- نجاتم بده!
- واقعا فکر می کنی می توانم نجاتت دهم؟
- البته تو تنها کسی هستی که می توانی مرا نجات دهی.
پس آن طناب دور کمرت را ببر!
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت.. و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند...
روز بعد گروه نجات رسیدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود و در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت....

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
آیا می دانید کههههههه..........
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 (13:20)

- آیا می‌دانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل

 با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟


- آیا می‌دانید تا کنون تعداد سه میلیارد و سیصدهزار میلیون کوکاکولا به فروش رفته است

 که برابر با نصف جمعیت جهان است؟


- آیا می‌دانید که گوریل را برای این گوریل نامیده‌اند که علاقه زیادی به خوابیدن

روی ریل قطار دارد؟


- آیا می‌دانید که ترینیداد و توباگو به زبان بومیان آن معنی کلوچه گردویی می‌دهد و

 به همین دلیل ساعت‌های دیواری آنجا از چوب درخت گردو ساخته می‌شوند؟


- آیا می‌دانید که گوشت کروکودیل آفریقایی 128 بار خوشمزه‌تر از پوست موز است؟


- آیا می‌دانید کرم ضدآفتاب نخستین بار در شمال ایران کشف شد و ساکنان اولیه جنوب

 دریای خزر با ترکیب پیله‌باقالا و پاچ‌باقالا اولین کرِم‌ها را اختراع کردند؟


- آیا می‌دانید اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایه‌گذاری شد

و بعدها پرسپولیس نام‌گرفت؟


- آیا می‌دانید گلابی در حقیقت یک نوع مارمولک وحشی است که از میوه‌ای به همین

 نام تغذیه می‌کند؟


- آیا می‌دانید بهترین وسیله برای تمیز کردن دماغ، انگشت است و تمام مردم

 دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می‌کردند؟


- آیا می‌دانید در برج میلاد 33 متر طناب به کار رفته است؟


- آیا می‌دانید چرا در دیزی بازه یا آن‌که چرا دم خر درازه؟


- آیا می‌دانید چرا آب تو تلمبه‌ست یا حتی چرا گوشکوب قلنبه‌ست؟


نمی‌دانید دیگر... اگر می‌دانستید دنیا جای بهتری برای زندگی بود. آیا می دانید من

به چند علت خواستم تا شما این چیزها را بدانید؟؟

عمــــــــــــــــــــــــــــو فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــری

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!
تست کور رنگی
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 (11:47)

شاید باورتان نشود ولی از هر ۱۰ نفر، ۱ نفر دارای کور رنگی سبز-قرمز می باشد. برای فهمیدن اینکه آیا شما هم دارای چنین مشکلی هستید یا خیر، سعی کنید اعداد نوشته شده در دایره های زیر را بخوانید. در بر خی از این دایره ها هم چیزی نوشته نشده است!

             

            

        

 

 

این هم نتایج. در تمامی دایره ها عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم آنرا می بینند.

 

Normal Color Vision

افراد دارای دید سالم

 

Red-Green Color Blind

افراد دارای کور رنگی

 

 

Left

چپ

Right

راست

 

Left

چپ

Right

راست

Top

بالا

25

29

Top

بالا

25

Spots

نقطه

Middle

وسط

45

56

Middle

وسط

Spots

نقطه

56

Bottom

پایین

6

8

Bottom

پایین

Spots

نقطه

Spots

نقطه

 

 


خوب حالا بگید که تو این دایره پایینیه چه عددی نوشته شده ؟

 


افراد دارای دید سالم عدد 5 رو می بینند در حالی افراد دارای کوررنگی سبز-قرمز عدد 2 را می بینند.

عمـــــــــــــــو فــــــــــــــــــــــــــــری

| نوشته شده توسط علمای دانشگاه بین المللی زابل!!!